هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

322

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

در اين حالت ملالت و افسردگى خود ، حرف آن مرد زائر مسافر به خاطر افتاد و حالت وارستگى و آزادى او به نظرم آمد . و حديثى به خاطر رسيد كه زيارت حضرت حسين عليه و على ابيه و امّه و اخيه و اولاده السلام ، لازم است هم به مستطيع و هم به غيرمستطيع . و حديث ديگر كه مجلسى - عليه الرحمه - در جلاء العيون نقل كرده از حضرت صادق ( عليه السلام ) كه حضرت امام حسين ( عليه السلام ) مىفرمود : « منم كشتهء زارى و گريه ، كه با كرب « 1 » و غم و الم كشته خواهم شد ؛ و لازم است بر خدا هر اندوهناكى به زيارت من بيايد ، شاد و خوشحال به اهل خود برگردد . » پس شوق زيارت ، ساعت به ساعت در دلم افزود . چون برخى موانع در نظر آمد ، استخاره به كلام خدا كردم . اين آيهء شريفه آمد : « وَ نُوحاً إِذْ نادى مِنْ قَبْلُ فَاسْتَجَبْنا لَهُ فَنَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ « 2 » . » پس عزم مؤكد گرديد . و در اين حال مطلب را با بعض رفقا و عقلاى قوم به ميان آوردم ، و آنها كه عالم به وضع گرفتارى و آلودگى من بودند ، در آن‌موقع سفر طويل را بعض عوايق « 3 » به نظر داده ، تأكيد در استخارهء مجدد كردند ، كه براى سفر در اين موقع خاص استخاره شود ؛ محض قطع حرف و دفع ترديد ايشان ، استخارهء ديگر نمود . در ثانى اين آيهء شريفه آمد : « وَ الَّذِينَ هاجَرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ قُتِلُوا أَوْ ماتُوا لَيَرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقاً حَسَناً « 4 » » . پس از آن دقيقه ، رفته‌رفته به شوق قلبى افزود و به يارى خدا همهء ترديدات رفع شد و هرچه قيد و علاقه بود ، از همهء آنها صرف‌نظر گرديد . [ شعر ] سررشتهء عقل پاره كرديم * از خلق جهان كناره كرديم كس چارهء ما نكرد و ما خود * بىمنّت خلق چاره كرديم ننمود رهى به جز ره عشق * هرچند كه استخاره كرديم پس در دلم يك خرّمى و نشاط و شگفتى و انبساط مخصوص پديدار شد ، كه

--> ( 1 ) . كرب ( karb ) ، غم ، غصه ، اندوه دم‌گير . ( 2 ) . قرآن ( كتاب دينى مسلمانان ) - انبيا : 76 . ( 3 ) . موانع . ( 4 ) . قرآن ( كتاب دينى مسلمانان ) - حج : 58 .